《فرشته گیر افتاده ✨》Warmest hug
Advertisement
تقریبا سه ساعتی بود که جیمین به خواب رفته بود و کوک بعد از مرتب
کردن خونه خواب داشت چشماش رو نوازش میکرد میخواست روی
کاناپه بخوابه نمیخواست فرشته ای که بزور با احظار به این دنیا آورده
بود رو با حس ناامنی اذیت کنه
به سمت اتاق کنار اتاق خودش رفت تا پتو و بالش رو برداره که صدای
ناله های دردناک جیمین گوش هاش رو خراش داد
: نه خواهش میکنم
: التماست میکنم
: بال هاش نه
: نبرشون
: اون گناهی نداره
: اون فقط نفرین شدس ولش کن
جیمین جمله ها رو تکرار میکرد و بدنش خیس از عرق بود توی جاش
میلرزید و با هر لرزش شمشیری زهراگین توی قلب جانگ کوک فرو
میرفت . پس بی دریغ به سمت اتاق رفت و در رو باز کرد به سمت
جیمین رفت و بار ها و بار ها تکونش داد تو اون کابوس لعنتیش رو
متوقف کنه ولی بیدار نمیشد
ناگهان یاد جمله ای که پدر کیم بهش گفته بود افتاد
: فرشته ها هرگز کابوس نمیبینید مگر اینکه دردی بزرگ رو درون
خودشون پنهان کرده باشند اون درد اونقدر بزرگه که اگر هر انسانی
بهش مبتلا بشه در ساعت های نخست خودش رو میکشه وقتی یه فرشته
کابوس ببینه هیچ چیز نجاتش نمیده به جز آغوشی که پر از محبت باشه
اگر اون آغوش عشق کافی رو داشته باشه فرشته آروم میشه ولی اگر
نداشته باشه فردی که محبت کافی در آغوشش نداشته میمیره بدون هیچ
نشونه ای در واقع بغل کردن فرشته ها در هنگام کابوس خیلی خطرناکه
قول بده هیچوقت انجامش ندی پسرم باشه؟
جانگ کوک یک باره قولش رو فراموش کرد کنار جیمین دراز کشید
با تردید دستاش رو دور جیمین حلقه کرد چشماش رو بست تا اگر مرد
چشم هاش بسته باشه زمانی که دستاش دور اون بدن ظریف حلقه شد
تک تک لحظات عشق تازه جوونه زده دلش رو به یاد آورد موقع هایی که
Advertisement
لپ های پسرک کناریش گل می انداختند ، وقتی با لپ های پر غذا میخورد
، لبخند هاش و چشمای محو شده کیوتش موقع لبخند باعث میشدند قلب
یخی جانگ کوک همچون پروانه ای بی پناه آتیش بگیره جانگ کوک
سنگ بود و هیچ احساسی نداشت اما جیمین داشت همه چیز رو عوض
میکرد . یهویی تکون خوردن های جیمین توی بغلش تموم شدند و بال
هاش محو شدند جانگ کوک لبخند زد جیمین آروم شده بود مشخص بود
ولی خب اون آغوش محبت امیز خیلی دووم نیاورد تا زمانی که جیمین به
طرف جانگ کوک برگشت و زانوش رو لای پای جانگ کوک قرار داد
و فشاری وارد کرد از قضا جانگ کوک فردی بسیار خدا پرست بود و
هرگز خود ارضایی رو انجام نداده بود برای همین بدنش بیش از حد
نیازمند بود نیازمند لمس
و جیمین با اون لمس به راحتی جانگ کوک رو خیس کرده بود
جانگ کوک به آرومی از جیمین فاصله گرفت و همچون بچه ای که به
مادرش نیاز داشت به سمت حموم اتاقش حجوم برد شاید باید خود ارضایی
میکرد ......
بعد از رفتن جانگ کوک جیمین چشماش رو باز کرد پوزخندی روی
لب هاش نشوند و بلند شد حالا مطمن شده بود خوابیدنی از عمد به حادسه
تلخ بچگیش فکر کرده بود تا واکنش پسر جوان رو ببینه حالا جیمین ایمان
داشت جانگ کوک همون پسر لوسیفره پسری از جنس آتش و آب
پسری از جنس عشق و تنفر
پسری که حاصل تضاده
پسری که در کتاب سرنوشت برای جیمین بوده و جیمین باید بر طبق
سرنوشت عمل میکرد و اون پسر رو بی هیچ تردیدی عاشق خودش
میکرد وگرنه همه چیز بهم میخورد پس یکم شیطونی چه اشکالی داشت ؟
لباسش رو از تنش در آورد بال هاش رو ظاهر کرد برای یک فرشته
بال هاش جذابیت اصلی بودن البته کمی بال هاش رو جمع تر کرد
Advertisement
شلوارش رو هم در آورد و در حموم رو باز کرد بخار لذت بخش
حمام و بوی شامپوی قهوه تلخ جانگ کوک توی صورتش زد پس بوی
سکسی تن پسر بزرگ تر از همین بود .
زمانی که جلو تر رفت پسری رو دید که روی زمین حمام با شلوار و بدون
بولیز دراز کشیده مطمنا اگر جانگ کوک رو نمیشناخت فکر میکرد پسر
جن زدس
جانگ کوک بدون بولیز و با شلوار تنگ خیس در چشم های جیمین
مثل یاقوتی بودن که خودنمایی میکردند و سیکس پک جانگ کوک و
بازوهاش هارمونی خوبی رو ایجاد کرده بودند
به سمت کوک رفت
: هوی کوکی داری اینجا چیکار میکنی ؟
چشماش رو باز کرد و با دیدن بدن لخت فرشته سریع برگشت که صد البته
برگشتن یهویی اون باعث شد فرشته تعادلش رو از دست بده و توی
بغل کوک سقوط کنه
وضعیت جالبی نداشتند فرشته کیوت در بغل شیطان سکسی نتیجه خوبی
قرار نبود داشته باشه
جانگ کوک به اون بال های نرم و نیمه خیس و رون و باسن شهوت
انگیز توی بغلش نگاه کرد
: جونگکوکا من
: جیمین یه سوال ازت دارم
: ب ب بله
جیمین هول کرده بود فشار دست های پسر بزرگتر یا بهتر بگم شیطان
بزرگتر و تغییر رنگ چشم هاش از قهوه به قرمز رو میدید شهوت اولین
چیزی بود که روح واقعی و درونی شیطان هارو به چالش میکشید
: فکر کردی من کیم ؟ یه کشیش ساده که جلوش هرکاری بکنی و واکنشی
از خودش نده؟ منم آدمم منم تحریک میشم چه فکری با خودت کردی که
لخت شدی و همونطوری اومدی تو حموم خونه مردی که از قضا هیکلش
۱۰ برابر توعه و باهاش تنهایی
: جا ج جانگ کوک م م من فکر کردم تو اینجا نیستی
اگر برای روحیه شیطانی جانگ کوک قرار بود باکرگیش رو تقدیم کنه
عیبی نداره مشکلی نداشت اون برای سرنوشت هرکاری میکرد علاوه بر
اون خودشم بدش نمیومد با شیطانی به اون جذابی سکس کنه
: نتیجه فکرتو میبینی
جانگ کوک گفت و جیمین رو کف زمین حموم خوابوند
: ج ج جانگ کوک زمین سفته
چشمان جانگ کوک به کلی قرمز بود
: الان درست میشه
به یکبارگی کل کف حمام پر از پنبه شد و بدن جیمین رو قلقلک میداد
پس این بود قدرت پسر لوسیفر هرچیزی که به اون اراده میکرد واقعی
میشد
یکهو لب های خیس و گرمی رو روی لب هاش احساس کرد خودش بود
بوسه شهوت و عشق آغاز شده بود جیمین موفقیت رو میخواست و
در این راه هرچیزی رو از دست میداد ....
____________________________________________
سلام 😐🥲
بیشتر از هزار کلمه نوشتم چون پشمام ریخته بود
من فکر میکردم یه یه هفته میکشه ۱۵ ووت بشه پارت قبلی بعد امروز
صب دیدم ۱۶ تا شده پشمام ریخت 😐❄️
پارت بعد فول اسماته شرطش
۱۶ تا ووت شیش تا کامنت 🥲😌✨❄️✅❤️
امیدوارم لذت ببرید
Advertisement
- In Serial1363 Chapters
VRMMO: The Unrivaled
Lu Chen used to be a ranker of the most popular VRMMO game, Spirit of Grief. After a car accident turned his dreams into dust, his disability left him incapable of escaping the pit of mediocrity he was thrown into. Helpless and defeated, his story ended.Two years later, the Eternal Moon Corporation launched a new VRMMO called "Heavenblessed", and Lu Chen stumbled into another terrible accident that left him in a complicated situation far beyond his ability to handle. That won't stop him from rising to the top, however. Not again.Come witness the rise of the sword-wielding zombie and the relationships he makes during his journey to the apex! For riches and bi- ahem, for career and love!He wields a demonic sword from Hell, he dons armor shining with Heaven's light. His boots stride across the sky as his helmet devours the souls of his enemies. On his left side sits the Goddess of Death. On the other, the Angel of Beauty.From the land of ice and death, a generation of Asura Kings rises, their roars reverberating throughout the world.Tremble in fear, noobs!
8 8158 - In Serial1353 Chapters
Refining the Mountains and Rivers
A young man's life changes when he stumbles upon a mysterious item. Qin Yu had never been a lucky person. Weak of body, bullied by his peers, and with only his friend as his family, he struggles day-by-day to live. But everything changes when he stumbles upon a little blue lamp. An immortal and demonic cultivating adventure.
8 3346 - In Serial2455 Chapters
Mortal Cultivation Biography
A poor and ordinary boy from a village joins a minor sect in Jiang Hu and becomes an Unofficial Disciple by chance. How will Han Li, a commoner by birth, establish a foothold for himself in in his sect? With his mediocre aptitude, he must successfully traverse the treacherous path of cultivation and avoid the notice of those who may do him harm. This is a story of an ordinary mortal who, against all odds, clashes with devilish demons and ancient celestials in order to find his own path towards immortality.
8 1057 - In Serial1503 Chapters
Dragon Prince Yuan
Destiny stolen at birth, the prince of the once mighty Great Zhou Empire, Zhou Yuan, has been plagued all his life by a fatal poison, forced to suffer powerlessly until one day when fate draws him into a mysterious domain where he meets a beautiful girl in green, a bizarre dog-like creature and an unfathomable old man in black.Join Zhou Yuan as he is thrust into the whirlpool of destiny while he seeks the pinnacle of cultivation.
8 1060 - In Serial677 Chapters
Ranker's Return
In the early days of the virtual reality game, Arena, meleegod was the strongest ranked player! He deleted his character and suddenly left. In order to restore his bankrupt family, he returned to Arena!"Do you want to create a character?"
8 1719 - In Serial1525 Chapters
Monarch of Evernight
Qianye rose from hardship but was felled by betrayal. From then, one man, one gun; he tread the path between Evernight and Daybreak and became a legend. Even if Evernight was destined to be his fate, he still intends to become the ruler who dictates.
8 22867

